شروع تغذیه کودک با غذاهای جامد:

اولین غذای جامدی که کودک می خورد نه تنها برای خودش، که برای پدر و مادرش هم رویداد بزرگی است. این مرحله در زمان خودش، درست مثل فارغ التحصیل شدن از دبیرستان یا دانشگاه، گام بلندی رو به جلوست.
مادرم می گفت که نود سال پیش، هنگامی کـه مـن کـودک بودم، تا یک سالگی به کودک غذای جامد نمی دادند. این قانون، همانند بسیاری از قوانین دیگر، توسط دکتر امت هالت(۱) در کتاب مراقبت و تغذیه کودکان که مادرم با ایمانی عجیب، از آنها پیروی میکرد (دست کم در مورد فرزندان اول و دوم خود)، نوشته شده بود. من فکر نمیکردم که بچه اول بودن، امتیاز خاصی داشته باشد، چون هر وقت که با خواهر یا برادر کوچکترم دعوا می کردم، مادرم همه تقصیرها را گردن من می انداخت و می گفت، «بنی! تو بزرگتری و باید عقلت بیشتر برسد.» او همیشه به من بیشتر از بقیه سخت می گرفت. مثلاً تا وقتی که دوازده ساله شدم، اجازه نداشتم که حتی نصف موز هم بخورم، چون دکتر هالت گفته بود کـه مـوز بسیارمراقبت از کودک تا ۲ سالگی دیر هضم می شود. ولی یادم می آید که این سختگیری ها بتدریج در مورد خواهر و برادرهای بعدی من کمتر شدند.
هنگامی که در سال ۱۹۳۳، رشته پزشکی کودکان را دنبال می کردم، سن شروع تغذیه با غذای جامد پنج ماهگی بود. هنگامی که در سال ۱۹۴۶ کتاب تغذیه و تربیت کودک را منتشر کردم، این سن، سه ماهگی چند سال بعد، بعضی از پزشکان پیشنهاد کردند کـه غـلات را از یک ماهگی باید به کودک داد و سبزیجات، میوه و گوشت را باید در سه ماهگی به غذای او افزود. این همه عجله برای چه؟ مادران مبتدی اشتیاق داشتند که فرزندانشان از بچه های فامیل و همسایه ها جلو بزنند! بعضی از پزشکان هـم دلشان می خواست با بقیه مسابقه بدهند و«جلوبزنند!»
سپس بتدریج همه متوجه شدند که تغذیه زودهنگام با غذای جامد، منجر می شود و گاهی اوقات جلوی تغذیه درست کودک با شیر مادر را، که در آن هنگام بتدریج داشت محبوبیت پیدا می کرد، می گیرد. بنابراین، اینک باید برای شروع تغذیه با غذای جامد تا پنج یا شش ماهگی صبر کرد. من هم بشدت با تأخیر انداختن تغذیه با غذای جامد تا این سن موافق هستم.
غلات به صورت سنتی همچنان اولیـن غـذاهـای جامد را تشکیل می دهند. شاید علت این باشد که غلات معمولاً نرم هستند و کمتر، آلرژی ایجاد میکنند (به غیر از گندم که گاهی تولید آلرژی می کند). پودر برنج های آماده برای کودکان را معمولاً با آهن که پس از شش ماهگی برای کودک شـیـر بسیار ضرورت دارد و بخصوص کودکانی که با شیرخشک تغذیه می شوند و این ماده حیاتی را به اندازه کافی دریافت نمی کنند، باید آن را به صورت مکمل دریافت کنند.
من گاهی اوقات از این سنت سرپیچی میکنم و سیب پخته شده یا خام و موز رسیده را به عنوان نخستین غذای جامد پیشنهاد می دهم، زیرا بعضی از کودکان برای مدتی علاقه ای به غلات ندارند و مـن هـیچ دلم نمی خواهد آنها را از یک ماده غذایی غنی بیزار کنم.


صحبت درباره اکراه از غذاهای جامد، مرا به یاد این نکته می اندازد که بعضی از بچه ها در مقابل هر نوع غذای جامدی،گیج می شوند، دماغشان را بالا می گیرند، با زبانشان غذا را تف میکنند، آن را پس می زنند و از سر اعتراض صداهای عجیب و غریبی را از گلویشان بیرون می دهند. آنها با این کارهایشان بخش اعظم غذای جامد را از دهانشان بیرون می دهند و آن را روی چانه شان می ریزند.

مادر تا جایی که می تواند این غذاها را با قاشق جمع میکند و داخل دهان کودک می گذارد، ولی اغلب آنها دوباره همین کارها را تکرار می کنند و تعداد کمی هم هر بار بخشی از غذا را قورت می دهند.
جای تعجبی نیست که کسب این مهارت، مدتی طول میکشد، چون قاشق، شیء عجیبی است! عضلات دهان عادت کرده اند که شیر را با فشار بین نوک پستان مادر و سقف دهان، بمکند و به داخل حلق بفرستند. حالا کودک باید یاد بگیرد که غذا را با نوک زبانش دریافت کند و سپس با حرکت خاصی شبیه به «شیر دوشیدن» به طرف انتهای زبان و حلق براند. خوشبختانه در مورد اغلب بچه ها، یادگیری این مجموعه حرکات چند روز یا حداکثر چند هفته، بیشتر طول نمیکشد.

کدام غذاهای جامد و به چه ترتیب؟

تا چند سال پیش، تقریباً همه پزشکان توصیه می کردند که تغذیه کودک را با غلات پخته شروع کنیم و سپس بتدریج سبزی پخته، میوه له شده، گوشت کاملا خرد شده و سفیده تخم مرغ کاملا پخته شده را به رژیم غذایی او بیفزائیم. استفاده از زرده تخم مرغ را تا سه ماهه آخر سال اول به تأخیر می انداختند چون اعتقاد داشتند که در بعضی از کودکان، ایجاد آلرژی می کند. سایر غذاها را هر چه دیرتر به کودک بدهیم، احتمال ایجاد آلرژی در او، بخصوص در خانواده هایی که سابقه آلرژی دارند،کمتر می شود. مرغ و ماهی را می توان در اوایل سال دوم به کودک داد.
غذاهایی که در قوطی یا شیشه به صورت آماده برای کودکان تهیه می شوند، از نظر نگهداری، گرم کردن و استفاده، بسیار راحت هستند و درست به اندازه غذاهای پخته تازه ارزش غذایی دارند. ولی بعضی از تولیدکنندگان غذاهای آماده کودک، غلات را با میوه، سبزی و گوشت هم مخلوط میکنند. به نظر من عاقلانه تر این است که این غذاها را به صورت جداگانه بخرید تا بتوانید متوجه شوید که از کدام سبزی ها، میوه ها و گوشت ها استفاده شده است، چون اگر کودک فقط غلات بخورد و یا میزان غلات مخلوط شده با سبزیها، میوه ها و گوشت ها زیاد باشد، غذا بیش از حد چسبناک می شود. روی جعبه های غذاهای آماده را دقیق بخوانید تا متوجه شوید که دارید به کودکتان چه می دهید.

بهتر است نمک به غذاهای کودک اضافه نکنید. علاقه به نمک ممکن است به صورت یک عادت غذایی مضر برای تمام عمر درآید و بعدها منجر به فشار خون بالا، بیماریهای قلبی و سکته شود.

غالباً راحت ترین کار این است که به کودک هم همان سبزیها، میوه های تازه یا کمپوت و غذاهایی که سایر اعضای خانواده می خورند، داده شود. البته باید دقت کرد که این غذاها فاقد نمک، ادویه و مواد مضر برای کودک باشند و آنها را کاملا له کنید، چون کودک تا قبل از سن یک سالگی قادر به له کردن غذا توسط آرواره ها نیست. پس از یک سالگی می توان سبزی هاو میوه ها را بتدریج به صورت تکه های کوچک به کودک داد. کمپوتهایی که برای بزرگسالان تهیه می شوند معمولاً مولا پر از شربت شیرین هستند که به هیچ وجه آنها را برای بچه های کوچک توصیه نمیکنم. اگر هم از این نوع میوه ها استفاده میکنید، باید آنها را کاملاً به صورت پوره درآورید.
در سالهای اخیر، بعضی از متخصصان علم تغذیه و پزشکان (از جمله خود من)، نوعی غذای گیاهی بدون گوشت، مرغ، چربی حیوانی و لبنیات (خامه،کره،گوشت گاو یا پنیر) و کمی روغن گیاهی را توصیه می کنند. استدلال آنها به این شرح است:
عادات دائمی غذایی اصولاً در کودکی شکل می گیرند و تا آخر عمر باقی می مانند.

آمریکایی ها از رژیم های غذایی بسیار پر چربی استفاده میکنند و روز به روز بر تعداد کودکان و بزرگسالان چاق افزوده می شود.
مرگ و میرهای حاصل از بیماریهای قلبی – عروقی (حمله قلبی)، سرطانها و سکته، در حال افزایش است. این بیماریها عمدتاً به رژیم های غذایی پرچرب، مخصوصاً چربی حیوانی (گوشت، مرغ، ماهی، تخم مرغ، لبنیات) ارتباط پیدا می کنند.
یکی از دلایلی که پدر و مادرها خطر رژیم های غذایی پرچرب را در کودکان خود درک نمی کنند این است که مرگ ناشی از رژیم های غلط غذایی تا میانسالی پیش نمی آید.

مـن تـوصیه می کنم که استفاده از شیر گاو («شیر پاستوریزه» و شیرخشک) را تا سن دو یا سه سالگی به تأخیر بیندازیـد. مـن هـمچنین توصیه میکنم که گوشت های قرمز، مرغ، ماهی، تخم مرغ و پنیر را نه تنها در دوره کودکی که در هیچ سنی به او ندهید. مـن سـالهاست که چنین رژیمی را دنبال میکنم و بسیار هم مؤثر بوده است. البته به این دلیل از دیگران نمی خواهم که این کار را بکنند، ولی همین من شخصاً از آن بهره ها برده ام. ولی هنوز هم متخصصان تغذیه و پزشکان زیادی وجود دارند که در مورد رژیم غذایی گیاهی (بدون گوشت قرمز، گوشت مرغ، پنیر، تخم مرغ و بخصوص شیر که من مخصوصاً درباره آن به صورت مفصل صحبت خواهم کرد) برای کودکان دو سال به بالا، مردد هستند و معتقدند که به این ترتیب، کودک کالری، کلسیم و پروتئین غنی کافی برای ادامه حیات را به دست نمی آورد. من خودم شخصاً محقق یا متخصص تغذیه نیستم، ولی توسط متخصصان تغذیه و پزشکانی که در این مورد به دقت و برای دوره ای طولانی تحقیق کرده اند، به اطلاعات باارزشی دست پیدا کرده ام. آنها معتقدند که مجموعه ای از سبزیها میوه ها، غلات کامل و حبوبات، همه نیازهای جسمی کودک را بعد از دو سالگی برآورده می سازند.

اگر مادر توانایی جسمی و تمایل برای شیر دادن به کودکش را داشته باشد، من بشدت با شیر دادن به کودک تا سن دوسالگی موافق هستم. اولویت دوم، شیرخشک تهیه شده از شیر گاو است. نسبت پروتئین و چربی در شیرخشک ها کاهش پیدا کرده و به شکر آن افزوده شده است تا آن را هر چه بیشتر به شیر انسان شبیه کند.
شیر مادر تا حدی کودک را در مقابل بیماریهای عفونی روده ای و تنفسی مصون می سازد، احتمال ایجاد آلرژی نسبت به آن کم است و شاید به جلوگیری از دیابت هم کمک کند. کودکانی که از شیر مادر تغذیه میکنند، نسبت به کودکان شیر خشکی، کمتر به عفونت گوش دچار می شوند. در هر حال مادری که نمی خواهد به فرزندش شیر بدهد و یا قادر به انجام این کار نیست (به خاطر شیر ناکافی که احتمال آن کم است – یا بیماریها، بهتر است از شیرخشک به جای شیرهای پاستوریزه یا تبخیر شده ای که در خانه تهیه می شوند، استفاده کند.
فکر حذف شیر گاو بعد از دو یا سه سالگی از رژیم غذایی کودک و ندادن محصولات لبنی ازجمله پنیر و ماست، برای بسیاری از کسانی که عادت کرده اند از تمام آگهی های بازرگانی و افراد دیگر بشنوند که اینها بهترین غذا برای کودکان هستند و مخصوصاً شیر را باید هر روز از یک لیوان تا یک لیتر مصرف کرد، بهت آور است. در دوران کودکی، یـادم می آید که شیرفروش محله مان برای هر کودکی یک و نیم لیتر شیر تحویل مادرمان می داد!

ذکر این نکته ضرورت دارد که اغلب کودکان دنیا، پس از آن که مادر، آنها را نوعاً در سن دوسالگی از شیر می گیرد، دیگر شیر نمی خورند.
کمیته پزشکان مسؤول پزشکی به این نتیجه رسیده انـد کـه کـودکان می توانند از رژیم غذایی سرشار از سبزی و غلات و حبوبات كامل (سبوس دار)، کالری کافی، پروتئین باارزش و کلسیم مناسب را دریافت کنند. تجربه هایی که در مورد تغذیه با مواد حیوانی صورت می گیرند نشان می دهند که رشد سریع ناشی از رژیم های غذایی غنی که روزگاری به عنوان بهترین رژیم تلقی می شدند، ممکن است به مرگ ناشی از «پیری زودرس» منجر شوند. کودکانی که از رژیم غذایی بدون گوشت و لبنیات استفاده میکنند، دچار بیماریهای قلبی ـ عروقی، بعضی از سرطانها و حمله قلبی نمی شوند، به شرط آن که در تمام طول عمر از رژیم گیاهی – استفاده کنند.